تبليغاتX
زبان آموزان

زبان آموزان

علمي، آموزشي، اجتماعي، ورزشي

نامه یک کودک سیاه پوست




A Letter From A Black Child Which Won The First Prize

When I born, I black

When I grew up, I black

When I go in the sun, I black

When I scared, I black

When I sick, I black

And when I die, I still black

When you born, you pink

When you grow up, you white

When you go in the sun, you red

When you cold, you blue

When you scared, you yellow

When you sick, you green

When you die, you gray

And you call ME COLORED

??????????????
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 11:44 AM  توسط Takht dar  | 

think about this


ROMANCE MATHEMATICS

Smart man + smart woman = romance
Smart man + dumb woman = affair
Dumb man + smart woman = marriage
Dumb man + dumb woman = pregnancy
______________________________
OFFICE ARITHMETIC
Smart boss + smart employee = profit
Smart boss + dumb employee = production
Dumb boss + smart employee = promotion
Dumb boss + dumb employee = overtime
_____________________________
SHOPPING MATH
A man will pay $20 for a $10 item he needs.
A woman will pay $10 for a $20 item that she doesn't need.
_____________________________
GENERAL EQUATIONS & STATISTICS
A woman worries about the future until she gets a husband.
A man never worries about the future until he gets a wife.
A successful man is one who makes more money than his wife can spend.
A successful woman is one who can find such a man.
_____________________________
HAPPINESS
To be happy with a man, you must understand him a lot and love him a little.
To be happy with a woman, you must love her a lot and not try to understand her at all.
______________________________
LONGEVITY
Married men live longer than single men do, but married men are a lot more willing to die.
______________________________
PROPENSITY TO CHANGE
A woman marries a man expecting he will change, but he doesn't.
A man marries a woman expecting that she won't change, and she does.

DISCUSSION TECHNIQUE
A woman has the last word in any argument.
Anything a man says after that is the beginning of a new argument.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 8:5 AM  توسط Takht dar  | 

good to know

Answer the phone by LEFT ear
برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده کن

   Do not drink coffeeTWICE a dayروزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید. 


Do not take pills with COOL water
قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.

Do not have HUGE meals after 5pm
بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذای چرب خوداری کنید.
Reduce the amount of TEA you consume

مصرف چای روزانه را کم کنید

Reduce the amount of OILY food you consume
از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی کم کنید



Drink more WATER in the morning, less at night
در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.



Keep your distance from hand phone CHARGERS
از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید. 


Do not use headphones/earphone for LONG period of time
از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نکنید. 


Best sleeping time is from 10pm at night to 6am in the morning بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است



Do not lie down immediately after taking medicine before sleeping
بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نروید.


When battery is down to the LAST grid/bar, do not answer the phone as the radiation is 1000 times
زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس کسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی که گوشی منتشر می کند 1000 برابر است.

Forward this to those whom you CARE about
لطفا" به هركسي كه نگران سلامتي او هستيد بفرستيد.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 8:0 AM  توسط Takht dar  | 

Feast of Eide Fetr

As Muslims, Iranians are marking the end of the Ramadan, the period of fasting with the festival of Eide Fetr. 

Eide Fetr is a big family feast. The end of the period of fasting is celebrated with lots of good food, new clothes, but also sweets and cakes. Iranians also attend the mosque in this day for a special prayer ceremony.

The festival of Eide Fetr can take several days because people like to visit friends and relatives and the poor and also remember their dead.

During the month long Ramadan Iranians fast between sunrise and sundown.Fasting is one of the five pillars of Islam and everybody who is able to do so must keep the fast. The sick and pregnant women are not obliged to take part. The fasting is intended to please God.

The beginning and the end of the Ramadan are calculated on the basis of the new moon and the exact date is only announced one or two days beforehand. Calculations differ from country to country and depend on the angle at which the new moon can be seen and meteorological circumstances.

برگرفته از سایت ٍشهر انگلیسی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 11:21 AM  توسط Takht dar  | 

اس ام اس فلسفی جملات زیبای بزرگان انگلیسی با ترجمه فارسی


ویکتور هوگو

من نمی گویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد

اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد ....

I don't say that you must not fall in love when you first look at someone
but I believe you must take a look for the second time

Victor-Marie Hugo

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ویلیام وایت

از فردا نمی ترسم چراکه دیروز را دیده ام و امروز را دوست دارم

I am not afraid of tomorrow, for I have seen yesterday and I love todayWhite

William Allen White

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهاتما گاندی

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعداز هر زمین خوردنی برخیزی

Victory is not never to fall, It is to rise after every fall

Mahatma Gandhi

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
الوین تافلر

بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند،

آموخته های کهنه رادور بریزند ،ودوباره بیاموزند.

The illiterates of The 21st century are not those who can't write and read
but those who are not able to learn, get rid of old learnings, and learn again

Alvin Toffler

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انیشتین

یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند

اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند


A clever person solves a problem
But a Wise one prevents facing it

Albert Einstein


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ارد بزرگ

بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که

ناکارامدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند


The most immodest rulers are those who
attribute their faults and insufficiencies to their people

Great Orod

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انیشتین

به‌سختی می توان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد

You can hardly find someone among Geniuses around the world that doesn't have a kind of special religious feeling for him/herself

this religion is different from ordinary people's religion

 Albert Einstein

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انیشتین

سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند:

ترس،حرص و حماقت.

Three powers rule the world

Horro, Greed and Stupidity

Albert Einstein

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باب مارلی

می توان نژادپرستی و نفرت را با تزریق موسیقی و عشق در زندگی مردم درمان نمود

You can cure racism and hate by injecting music and love into people’s lives

Bob Marley


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
توماس جفرسون

اگر کشوری توقع داشته باشه که هم نادان باشه و هم آزاد

چیزی رو انتظار داره که نه بوده و نه هیچ وقت خواهد بود

If a nation expects to be ignorant and free

it expects what never was and never will be

Thomas Jefferson


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روجر بابسون

عاقلانه است که در ذهن داشته باشیم که نه موفقیت و نه شکست به منزله پایان نیستند.

It is wise to keep in mind that neither success nor failure is ever final

Roger Babson

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اریک هافر

وقتی به خودمان دروغ می گوییم آن را بلند تر فریاد می زنیم

We lie loudest when we lie to ourselves

Eric Hoffer


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هایزنبرگ

چیزهایی وجود دارند که آنقدر جدی هستند که فقط می توان در موردشان جوک ساخت!


There are things that are so serious that you can only joke about them

Werner Heisenberg


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 11:47 AM  توسط Takht dar  | 

تبريك سال نو

پيشاپيش سال جديد رابه همه دوستان تبريك ميگم انشاالله سال خوشي داشته باشيد.



Lets welcome the year which is fresh and new,Lets cherish each moment it beholds, Lets celebrate this blissful New year

بیا به سالی که جدید و تازست خوشامد بگیم، بیا تک تک لحظه هاشو گرامی بداریم، بیا این سال نوی پربرکت رو جشن بگیریم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 7:56 AM  توسط Takht dar  | 

احوالپرسي در انگليسي(greetings)

سلام و احوالپرسی(greetings)

در هنگام احوالپرسی، طرف مقابل ممکن است با این جملات شروع به گفتگو کند؟

چطورید؟ ? How are you

حال شما چطوره؟ ? How are you doing

اوضاع چطوره ؟ ?How are things 

اوضاع چطوره؟ ?How’s everything

زندگی چطوره ؟ ? How’s life

زندگی چطور می گذرد؟ ? How’s it going 

انواع پاسخ هایی که با جملات بسیار ساده می توان به طرف مقابل داد به شرخ ذیل است. بسیاری از اشکالات ما همینجاست و بلد نیستیم به طرف چگونه پاسخ بدیم و مجبور میشیم از کلمات سخت و کم کاربرد استفاده کنیم. لطفا دقت کنید.

براي ادامه احوالپرسي سري به ادامه مطلب بزنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 7:50 AM  توسط Takht dar  | 

ضماير در زبان انگليسي

   

ضماير فاعلي

 

جمع

مفرد

 

we

I

اول شخص

you

you

دوم شخص

they

he, she, it

سوم شخص

 

1-  همه ضماير شخصي (فاعلي، مفعولي و...) به استثناء it در مورد انسان به کار گرفته مي‌شوند. (they  هم مي‌تواند به انسان و هم به اشياء اشاره کند.)

2-  ضمير I هميشه بصورت بزرگ نوشته مي‌شود، حتي اگر در وسط يک جمله بکار گرفته شود:

·         Am I right?


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 11:48 AM  توسط Takht dar  | 

نرم افزار آموزشي rays letters & numbers ( )

نرم افزار آموزشي rays letters & numbers ( )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 10:26 AM  توسط Takht dar  | 

چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟ ( روش تدريس )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 10:24 AM  توسط Takht dar  | 

اصوات انگليسي و جدول IPA ( تلفظ )

اصوات انگليسي و جدول IPA ( تلفظ )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 10:21 AM  توسط Takht dar  | 

جملات كليدي براي استفاده در كلاس درس

1

Hi, everybody.

Everybody OK?

Fine, thanks.

What about you ?

 

سلام به همگی.

همه خوبند ؟

خوبیم ، متشکریم.

شما چطورید ؟

2

Any question?

Excuse me, I have a question.

What's the question / matter ?

Can I ask a question ?

 

سئوالی هست ؟

ببخشید، یه سئوال دارم.

سئوال / موضوع چیست؟

می‌تونم یه سئوال بپرسم؟

3

What does this mean ?

Do you know what time it is?

I know / I don't know.

No problem.

 

معنی این چیست؟

می‌دونی ساعت چنده ؟

می‌دونم / نمی‌دونم.

مشکلی نیست.

4

What do you mean ?

I mean … .

Understand ?

I'm sorry. I don't understand.

 

منظورت چیه ؟

منظورم ...

می فهمی ؟

متأسفم. نمی‌فهمم.

5

Please repeat / say it again.

Please speak slowly, my English is not good.

Sorry ? / What ?

 

لطفاً تکرار کنید / دوباره اونو بگید.

لطفاً آرومتر صحبت کنید، انگلیسی من خوب نیست.

متأسفم؟ / چی؟

6

Excuse me, can I leave the class?

I'm sorry. I'm not OK today. I'll answer next week.

 

ببخشید، می‌تونم کلاس را ترک کنم ؟

متأسفم. امروز خوب نیستم. هفته‌ی آینده پاسخ می‌دم.

7

Are you ready? (No, I'm not ready today.)

Yes, I'm volunteer.

Can I come to the board ?

 

آماده‌اید ؟ ( نه، امروز آماده نیستم. )

من داوطلب هستم.

می‌تونم پای تخته بیام؟

8

Can I speak Farsi ?

Can you speak English ?

I know ( I understand ) but I can't tell it in English.

 

می‌تونم فارسی صحبت کنم ؟

می‌تونی انگلیسی صحبت کنی ؟

می‌دونم ( می‌فهمم ) اما نمی‌تونم اونو به انگلیسی بگم.

9

I want to say that …

Can I sit down ?

Can I come in ?

Come in, please.

 

می خوام بگم که ...

می‌تونم بشینم؟

می‌تونم بیام تو ؟

بیا تو، لطفاً.

10

Excuse me, What time will the class end ?

Can I say something ?

I have a suggestion / idea.

 

ببخشید، چه ساعتی کلاس تموم میشه؟

می‌تونم یه چیزی بگم ؟

من یه پیشنهاد / نظر دارم.

11

We are tired, we need a break.

I apologize. ( I beg your pardon. )

 

خسته‌ایم، یه استراحت نیاز داریم.

معذرت می‌خوام. ( ببخشید. )

12

Thank you.

You're welcome.

What should I do now ?

Is it necessary to …. ?

 

متشکرم.

خواهش می‌کنم.

الان باید چکار کنم ؟

آیا لازمه که ... ؟

13

I know I'm late, I apologize.

I had many problems, so I didn't study. I'm sorry.

 

می‌دونم دیر کردم، معذرت می خوام.

خیلی مشکل داشتم، به همین خاطر نتونستم بخونم. متأسفم.

14

Excuse me, how can I say " … " in English.

Yes, of course. ( Why not ? )

I'm sorry, no.

 

ببخشید، چطور می تونم "..." رو به انگلیسی بگم ؟

بله البته. ( چرا نه؟ )

متأسفم، نه.

15

You got it ?

( Yeah, I got it. )

Can I help you ?

Please listen to me.

 

فهمیدید؟

بله فهمیدم.

می‌تونم کمکتون کنم ؟

لطفاً به من گوش بدید.

16

Open your books on page …

Go to page …

Look at me / Look at the whiteboard.

 

صفحه‌ی ... کتابتون رو باز کنید.

برید به صفحه‌ی ... .

به من نگاه کنید / به وایت بورد نگاه کنید.

17

Quiet please.

Pay attention to me, please.

Come to the board, please.

 

لطفاً آروم باشید.

لطفاً به من توجه کنید.

بیا پای تخته، لطفاً.

18

Come closer, please.

Speak up, please.

I can't hear you.

Do you agree ?

 

بیا نزدیکتر، لطفاً.

بلندتر صحبت کن، لطفاً.

نمی‌تونم صداتو بشنوم.

موافقی ؟

19

Now it's your turn.

Work in group.

You are right / wrong.

Your answer is wrong.

 

حالا نوبت شماست.

گروهی کار کنید.

درست می‌گی / اشتباه می‌گی.

پاسخت غلطه.

20

That's right.

Please tell me about …

Please explain …

Thank you for your cooperation.

 

درسته.

لطفاً به من در مورد ... بگید

لطفاً توضیح بدید...

از همکاریتون متشکرم.

21

Clean up the board, please.

Write it on the board, please.

Shall I start ?

 

تخته رو تمیز کن، لطفاً.

اونو رو تخته بنویس، لطفاً.

باید شروع کنم؟

22

Sit down, please.

Take a seat, please.

Which part you don't understand ?

 

بشین، لطفاً.

بشینید، لطفاً.

کدوم قسمت رو نمی‌فهمید ؟

23

My problem is that I don't know what to do.

Can I absent from the class next week ?

 

مشکلم اینه که نمی‌دونم چکار کنم.

می‌تونم هفته آینده از کلاس غیبت کنم ؟

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 10:2 AM  توسط Takht dar  | 

ضرب المثل هاي انگليسي براي علاقمندان به انگليسي

 
1) Health is not valued till sickness comes.

تا وقتي مرضي به سراغ آدم نيايد سلامتي ارزش ندارد.

2) Never too late to learn

براي يادگيري هيچ وقت دير نيست.

3) No reply is best.
جواب ابلهان خاموشي است 


4) Death is the black camel that kneels before every door

مرگ شتري است كه در خانه همه مي خوابد.

5) He that steals an egg will steal an OX.

تخم مرغ دزد شتر دزد مي شود.



6) Silence means consent.

سكوت نشانه رضايت است.


7) A good beginning makes a good ending.

سالي كه نكوست از بهارش پيداست.


8) Wrong never comes right.

بار كج هرگز به منزل نمي رسد.


9) No pain, no gain 

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 8:31 AM  توسط Takht dar  | 

قدرداني

این پیام نه تنها برای بچه هایمان بلکه برای همه ما که در این جامعه امروزی زندگی می کنیم موثر می باشد.

یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی

در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته

  شد؛ رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح

 سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهشهای

  پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 8:25 AM  توسط Takht dar  | 

گفته هاي بزرگان انگليسي



- Swans sing before they die, ‘t were no bad thing

should certain people die before they sing.

قوها قبل از مرگ مي خوانند چيز بدي نيست

برخي انسانها بايد بميرند قبل از آنكه بخوانند.

Samuel Taylor Coleridge 1772-1834

- Grow old along with me
the best is yet to be.
با من رشد كن

اين بهترين كار است.

Robert Browning 1812-1889

-The lunatic, the lover, and the poet


are of imagination all compact

ديوانه عاشق و شاعر

همه در يك خيالند.

William Shakespeare (1564-1616

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 8:18 AM  توسط Takht dar  | 

گرامر(قيد)


( قید Adverb ) 

تعریف : به کلمه ای گفته می شود که چگونگی فعل صفت یا قید دیگری را توصیف می کند. مثل :

1) He runs quickly. 2) They are very bad. 3) She came quiet carelessly. 
در جمله اول قید مورد نظر چگونگی فعل را توصیف می کند و در جمله دوم قید مورد نظر صفت را توصیف می کند و در چمله سوم قید مورد نظر قید دیگر را توصیف می کند.

انواع قید :
1) قیدهای حالت مثل : quickly- gracefully – kindly
2) قیدهای زمان مثل : today – yesterday – recently – later 
3) قیدهای مکان مثل : here – away – outside 
4) قیدهای کمی مثل : So - too
5) قیدهای تکرار مثل : often – rarely – seldom – regularly

قید های حالت که حالت و چگونگی انجام کاری را نشان می دهد. معمولا این قیدها بعد از فعل قرار می گیرند وچنانچه آن فعل دارای مفعول باشد این قیدها بعد از مفعول قرار می گیرند. این قیدها در ابتدای وسط و انتهای جمله قرار می گیرند. مثل :

Softly, he gets the paper. (ابتدا)
He quickly ran away. (وسط) 
She dances gracefully. (انتها)
چگونگی ساخت قید حالت:
اکثر قیدهای حالت به lyختم می شوند یعنی با اضافه کردن (ly) به آخر صفات به وجود می آیند. مثل :
+ صفت ly Hard Hardly

نکته: بعضی از قیود مانند(slow – clear – quick) هستند که ما بدون اضافه کردن (ly) و همراه با (ly) می توانیم ازآنها استفاده کنیم. مثل :

She explains the problem clear(ly).

نکته : تعدادی از قیود هستند که هم به عنوان صفت و هم به عنوان قید بکار می روند و عبارتند از :

( fast – hard – low – long – late ) 
مثل :
She has a hard work. (صفت) She works hard. (قید)
  It is a long wall. (صفت) He stayed here as long as he can. (قید)
That is the back door. (صفت) Go back. (قید)

قیدهای زمان که زمان انجام کاری را بیان می کنند. این قیود به دو نوع معین و نامعین تقسیم می شوند که بعضی از آنها عبارتند از :

( yesterday – today – tomorrow ) قیود زمان معین 
( recently – later – afterwards – already ) قیود زمان نامعین

نکته : معمولا قیدهای معین در جملات ساده در آخر جمله قرار می گیرد اما چنانچه جمله مرکب بود قید را در اول جمله می آوریم. مثل :
She went to the bookshop yesterday. 
Tomorrow, we will leave for trip.
مثال برای قیود زمان نامعین :
Recently, the news about the Iraq’s security has not been good. 
قیدهای مکان که بیانگر محل وقوع کاری هستند و معمولا بعد از فعل قرار می گیرند اما می توان آنها را در اول یا آخر جمله قرار داد. بعضی از آنها عبارتند از :
( in/inside – under – above – here – there – near – far – below ) 
 مثل :
She came to here one hour ago.
We can go to everywhere we want.
Outside, it was bitterly cold. (ابتدا)
It is hot outside. (انتها) 
قیدهای کمی که کمیت و مقدار صفت یا قیدی را نشان می دهند. که عبارتند از :

(Enough) به معنی کافی است یعنی حالت یا صفت بکار رفته به حد کفایت می باشد و به دو صورت در جملات قرار می گیرند :
Noun + Enough
مثل :
I had not enough money for that car.
 He has enough courage to be a captain.
Adverb or Adjective + Enough
مثل :
This milk is not hot enough to drink. 
It is not easy enough for this job.

قیدهای تکرار که بیانگر تعداد دفعات انجام کاری است که نامشخص تکرار شده است و معمولا قبل از فعل اصلی قرار می گیرد اما اگر افعالی مانند (am – is – are – was – were) در جمله باشد قید تکرار بعد از آنها قرار می گیرد. قیود تکراربه نسبت تعداد تکرار آنها عبارتند از :

(از چپ به راست تعداد دفعات کمتر می شود)

Always>Usually>Often>Sometimes>Now & then>

>>>Occasionally>Not often>Hardly ever>Rarely>Never

(Now & then) گاهگاهی (Occasionally) بعضی مواقع
(Hardly ever) تقریبا هرگز (Rarely) به ندرت

It often rains in North of Iran. (قبل از فعل اصلی)
It always snows in Arrak in winter. 
The temperature in Ilam hardly ever gets to 30º in Winter. 
He is often here at 6 o’clock in the morning. (بعد از افعال موردنظر)
You are usually in restaurant at noon

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 8:9 AM  توسط Takht dar  | 

زندگي نامه چارلز ديكنز


Charles dickens

A Brief Biography


English novelist, generally considered the greatest of the Victorian period. Dickens's works are characterized by attacks on social evils, unjustice, and hypocrisy. He had also experienced in his youth oppression, when he was forced to end school in early teens and work in a factory. Dickens's lively good, bad and comic characters, such as the cruel miser Scrooge, the aspiring novelist David Copperfield, or the trusting and innocent Mr. Pickwick, have fascinated generations of readers. 

Charles Dickens was born in Landport, Hampshire, during the new industrial age, which created misery for the class of low-paid workers and gave birth to theories of Karl Marx. His father was a clerk in the navy pay office, who was well paid but often ended in financial troubles. In 1814 Dickens moved to London, and then to Chatham, where he received some education. He worked in a blacking factory, Hungerford Market, London, while his family was in Marshalea debtor's prison in 1824 - later this period found its way to the novel Little Dorrit (1855-57). In 1824-27 Dickens studied at Wellington House Academy, London, and at Mr. Dawson's school in 1827. From 1827 to 1828 he was a law office clerk, and then worked as a shorthand reporter at Doctor's Commons. He wrote for True Son (1830-32), Mirror of Parliament (1832-34) and the Morning Chronicle (1834-36). He was in the 1830s a contributor to Monthly Magazine, and The Evening Chronicle and edited Bentley's Miscellany. In the 1840s Dickens founded Master Humphrey's Cloak and edited the London Daily News.

These years as a journalist left Dickens with lasting affection for journalism and suspicious attitude towards unjust laws. His sharp ear for conversation helped him reveal characters through their own words. Dickens's career as a writer of fiction started in 1833 when his short stories and essays to appeared in periodical. His SKETCHES BY BOZ and THE PICKWICK PAPERS were published in 1836; he married in the same year the daughter of his friend George Hogarth, Catherine Hogart. However, some people suspected that he was more fond of her sister, Mary, who moved into their house and died in 1837. Dickens requested that he be buried next to her when he died and wore Mary's ring all his life. Another of Catherine's sisters, Georgiana, moved in with the Dickens, and the novelist fell in love with her. Dickens had with Catherine 10 children but they were separated in 1858. Dickens also had a long liaison with the actress Ellen Ternan, whom he had met by the late 1850s. 

The Pickwick Papers were stories about a group of rather odd individuals and their travels to Ipswich, Rochester, Bath and elsewhere. Dickens's novels first appeared in monthly instalments, including OLIVER TWIST (1837-39), which depicts the London underworld and hard years of the foundling Oliver Twist, NICHOLAS NICKELBY (1838-39), a tale of young Nickleby's struggles to seek his fortune, and OLD CURIOSITY SHOP (1840-41). Among his later works are DAVID COPPERFIELD (1849-50), where Dickens used his own personal experiences of work in a factory, BLEAK HOUSE (1852-53), A TALE OF TWO CITIES (1859), set in the years of the French Revolution. GREAT EXPECTATIONS (1860-61), the story of Pip (Philip Pirrip), was among Tolstoy's and Dostoyevsky's favorite novels. The unfinished mystery novel THE MYSTERY OF EDWIN DROOD was published in 1870.

From the 1840s Dickens spent much time travelling and campaigning against many of the social evils of his time. In addition he gave talks and reading, wrote pamphlets, plays, and letters. In the 1850s Dickens was founding editor of Household World and its successor All the Year Round (1859-70). In 1844-45 he lived in Italy, Switzerland and Paris. He gave lecturing tours in Britain and the United States in 1858-68. From 1860 Dickens lived at Gads hill Place, near Rochester, Kent. He died at Gads hill on June 9, 1870. 

Although Dickens's career as a novelist received much attention, he produced hundreds of essays and edited and rewrote hundreds of others submitted to the various periodicals he edited. Dickens distinguished himself as an essay is in 1834 under the pseudonym Boz. 'A Visit to New gate' (1836) reflects his own memories of visiting his own family in the Marsha lea Prison. In 'A Small Star in in the East' reveals the working conditions on mills and 'Mr. Barlow' (1869) draws a portrait of an            unsensitive tutor
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 8:4 AM  توسط Takht dar  | 

سوالات پاياني سوم دبيرستان

براي ديدن سوالات به ادامه مطلب برويد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 4:15 PM  توسط Takht dar  | 

دليل داد زدن

دليل داد زدن!!! ( فوق العاده خواندني)

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

,شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 4:9 PM  توسط Takht dar  | 

تدریس لغات

تدریس لغات

دانش واژگانی (Vocabulary  )

 1- واژه های دستوری  (Function Words ) : عبارتند از ضمایر، حروف تعریف و غیره ...

 2- واژه های معنایی (Content Words ) : عبارتند از  اسم ، فعل ، صفت ، و غیره ... 

  واژگان معنایی به کار رفته در دوره راهنمایی به گونه ای هستند که یا می توان در کلاس

 یافت ، یا با خود به کلاس آورد  ،یا تصویر آن را بر روی تخته کشید ، یا با لوحه به   

 نمایش گذاشت یا با انجام عملی مفهوم آن را منتقل کرد  و در نهایت توضیح مختصری به

  انگلیسی  یا فارسی داده و  از کلمات متضاد و مترادف کمک گرفت.

 

  روش تدریس لغات جدید :

 الف- مرحله معرفی :( Presentation )

 

     ١- از دانش آموزان بخواهید که کتابهای خود را بسته  و به شما گوش دهند .

 واژه جدید را چند بار تلفظ کنید و معنی آن را با استفاده از فلاش کارت ، لوحه ، و یا

 خود شئ ( در صورتی که در کلاس موجود باشد) به دانش آموزان تفهیم کنید

 ٣- واژه جدید را در یک یا دو جمله جدید به کار ببرید تا مفهوم آن کاملا درک شود . 2-

 ۴- هر واژه را روی تخته نوشته و یا از روی فلاش کارت به دانش آموزان نشان دهید .

  در این مرحله هر واژه را چند بار تکرار نمائید تا فرم نوشتاری آن را در حالی که تلفظ

    واژه را می شنوند ، ببیند. 

   ب- مرحله تمرین (Practice  )

     1- از دانش آموزان بخواهید به صورت گروهی  و انفرادی واژگان را بعد از شما تکرار کنند.

     2- از دانش آموزان بخواهید به صورت گروهی  و انفرادی واژگان را بعد از شما با دیدن 

          تصاویر تکرار کنند .

     3- از دانش آموزان بخواهید به صورت گروهی  و انفرادی واژگان را بعد از شما با دیدن فرم نوشتاری تکرار کنند .

ج- مرحله تولید و کاربرد ( Production )

     1- کلمه های تدریس شده را با  به کارگیری از شیوه های زیر ارزشیابی کنید.

         یکی از دستورالعمل های زیر را به دانش آموزان بدهید : 

       - یک .............. به من نشان بده . Show me a ……………          

       - به ................  اشاره کن Point to a ………………….            .

       - یک .............  به من بده.         Give me a ……………….               

       - تصویر یک ........ را بکش.   Draw a picture of a ……..       

    2- جمله ای با یک جای خالی بنویسید و از دانش آموزان بخواهید با یکی از کلمات جدید  

       تدریس شده آن را کامل کنند.

    3- از دانش آموزان بخواهید تا کلمات تدریس شده را در جمله بکار ببرند.

لغات جدید به کمک تصاویر

1- معرفی کلمه :   ضمن اشاره به تصویر و کلمه ، کلمات مربوط به هر تصویر را چند بار

    تکرار کنید . در این مرحله دانش آموزان فقط گوش می دهند.

2- تکرار گروهی : ضمن اشاره به کلمه تصویر را بگویید و از دانش آموزان بخواهید بعد از

     شما تکرار کنند. این عمل را با تک تک  تصاویر انجام دهید.

3 - اشاره معلم و تکرار گروهی : به تصاویر اشاره کنید بدون آنکه کلمات را بر زبان آورید

    با حرکات    دست ، دانش آموزان را به گفتن کلمه مربوط به هر تصویر تشویق کنید.

4- تکرار انفرادی : از چند نفر به طور انفرادی بخواهید تا با اشاره شما به تصاویر ، کلمه

    مربوط به آن را ادا کنند. لازم به یادآوری است که دانش آموزان مجازند فقط بعد از معلم

    کلمات را بطور انفرادی یا گروهی تکرار کنند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 4:0 PM  توسط Takht dar  |